من نصف ماجرا رو براتون تعرىف کردم بقل اون کفش مردونه ىک دمپاىى زنونه هم بود همىنطورى که لبخند خىلى کمى داشت گفت فردا صبح بىا سر بازار برات چادر بخرم هرچى خواستم برم نزاشتن
بى بى جان مىشه خودت برام چادر بخرى دستمو بگىرى
برچسب: کاملیا انتخابی فرد,کامل,کامل الزیارات,
نویسنده: مهدی محمودی