بابا لنگدراز عزیزم از امروز میخوام برای تو نامه بنویسم هرچند که تا الان هم برای تو بوده است
بابا لنگدراز عزیزم روزها میگزرد و ما خودمان را با مفاهیم این دنیا سرگرم کرده ایم
یکی دوست دارد به دیگران بگوید روانی . من نمیدانم در این سخنش چه چیزی که ان را می خواهد بپوشاند .خوشبحالت که عاقلی . امیدوارم با همین عقلت عاقبت بخیر بشی و الا عقل بدون عاقبت بخیری ارزنی نمیارزد
والا در آخرت مطمان باش تو هم ارزو میکنی که حد اقل در دسته عاقلان نبودی
این از این
سخن دیگری که دارم دوست دارم از امروز خوش بین تر به شما بشم
شما باعث غذا دادن جا و مکان برای زندگی بودید پدر و مادر داشتن بودید من یه همسفر که شاعر میگوید کبوتر با کبوتر باز با باز کند هم جنس با هم جنس پرواز را از شما میخواهم من به شما خوشبینم ببخشید که انقدر پرو هستم که خواسته ام را از شما میخواهم ولی شما رو حساب این بگذارید که من جز شما کسی را ندارم
من هدیه شمارا در نا امید ترین روزهای زندگیم دریافت کرده ام امید دارم به شما
راستی از شما هم ممنونم که با وجودتون خیلی بهتر و راحت تر به زندگی نگاه میکنم
برای عزیز ترین بابا لنگدرازعالم لیلی
برچسب:
نویسنده: مهدی محمودی